با زبون بی زبونی، گفتمش با مهربونی
اگه دل نداشته باشم، تو بازم با من می مونی؟
یه نگاه به سر تا پام کرد، (چی بگم؟ بد جور نگام کرد!)
گفت اگه دلی نباشه، منم و بی آشیونی.
——-
افاضات : اگه باز هم چیزی گفتم و چیزی گفت حتما به اطلاعتون می رسونم !
با زبون بی زبونی، گفتمش با مهربونی
اگه دل نداشته باشم، تو بازم با من می مونی؟
یه نگاه به سر تا پام کرد، (چی بگم؟ بد جور نگام کرد!)
گفت اگه دلی نباشه، منم و بی آشیونی.
——-
افاضات : اگه باز هم چیزی گفتم و چیزی گفت حتما به اطلاعتون می رسونم !

گوسفندی خواهم خرید.
یونجه اش خواهم داد.
پشمی خواهم چید. نخی خواهم ریسید.
و کلاهی خواهم بافت از پشم.
چی؟ یکی هم برای تو؟ اون هم به چشم.
——-
افاضات : این متن رو برای عکس فیس بوک یکی از رفقا نوشتم! عکس هم هیچ ربطی به هیچ چیزی نداره !
——-
افاضات : لپ مطلب این که ما اومدیم ! شاعر جو گیر شده. شما زیاد خودتون رو ناراحت نکنید !