زبون بی زبونی !

25/08/2009

با زبون بی زبونی، گفتمش با مهربونی
اگه دل نداشته باشم، تو بازم با من می مونی؟

یه نگاه به سر تا پام کرد، (چی بگم؟ بد جور نگام کرد!)
گفت اگه دلی نباشه، منم و بی آشیونی.

——-

 افاضات : اگه باز هم چیزی گفتم و چیزی گفت حتما به اطلاعتون می رسونم !

کلاه پشمی

25/08/2009

J_blue-hat

گوسفندی خواهم خرید.
یونجه اش خواهم داد.
پشمی خواهم چید. نخی خواهم ریسید.
و کلاهی خواهم بافت از پشم.
چی؟ یکی هم برای تو؟ اون هم به چشم.

——-

افاضات : این متن رو برای عکس فیس بوک یکی از رفقا نوشتم! عکس هم هیچ ربطی به هیچ چیزی نداره !

افتتاحیه ! بزن زنگوله رو !

27/07/2009
  • از در درآمدم، و من از خود به در شدم
  • گوویی از این جهان به جهان دگر شدم
  • با کوله باری از تگ و پیوند و طنز ناب
  • اندر بلاگ وردپرس مستقر شدم

——-

افاضات : لپ مطلب این که ما اومدیم ! شاعر جو گیر شده. شما زیاد خودتون رو ناراحت نکنید !


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.